• Call Us:۴۴۲-۸۰-۴۴۲

  • Time: ده صبح تا ده شب

بلاگ

مطالب بلاگ...

Khorasan Nights Concertکنسرت شبهای خراسان Persianartmusic

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

توضیح درباره کنسرت شب‌های موسیقی خراسان

مدیر پروژه شب‌های موسیقی خراسان درباره تبلیغ برخی از هنرمندان برای فروش بلیت موسیقی شب‌های خراسان با عکس عثمان محمدپرست، با وجود آنکه این هنرمند اجرایی در این کنسرت‌ها نداشته است، گفت: ما در هیچ جایی اعلام نکردیم که قرار است عثمان محمدپرست اجرا داشته باشد.

علیرضا جلالیان در گفت‌وگو با ایسنا، درباره کنسرت شب‌های خراسان بیان کرد: پرویز پرستویی ـ هنرمند سینما ـ نیز که در دنیای مجازی با عکس این استاد تبلیغ موسیقی شب‌های خراسان را کرده بود، پُست خود را اصلاح کرد. فعالان حوزه موسیقی می‌دانند که عثمان محمدپرست روی ویلچر می‌نشیند و توانایی اجرای موسیقی ندارد. خود او هم اعلام کرده بود که «از من گذشت. سال‌ها مسیر موسیقی اقوام را پیش بردم و هیچ حمایتی از من نشد» و خواسته‌اش این بود که از هنرمندان دیگری که این مسیر را پیش می‌برند حمایت شود.

او بیان کرد: هر اتفاقی را که امروز مردم دوست داشته باشند و بخواهند آن را رقم بزنند، قطعا به خوبی اتفاق می‌افتد ولی این باعث تاسف است که برای برگزاری کنسرت موسیقی اقوام، باید جمعی از هنرمندان دست به کار شوند و به مردم بگویند از آن حمایت کنند. نسل امروز نه عثمان محمدپرست و نه موسیقی اقوام را که گنجینه ارزشمندی است می‌شناسد.

مدیر پروژه شب‌های موسیقی خراسان ادامه داد: بلیت کنسرت‌هایی که در حوزه موسیقی پاپ برگزار می‌شود، خیلی زود سُلد اَوت می‌شوند اما وقتی صحبت از سنت‌ها و ارزش‌ها به میان می‌آید و گروهی می‌خواهند هنر منطقه خود را در معرض دید عموم بگذارند با مشکل مواجه شده و مجبور می‌شویم دست به دامن هنرمندان حوزه‌های دیگر شویم یا کمپین راه‌اندازی کنیم تا برخی از افراد بتوانند هنر خود را در معرض نمایش بگذارند!

وی در پاسخ به اینکه آیا برای اولین بار کنسرت موسیقی آن هم در حوزه اقوام برگزار کرده است؟ توضیح داد: ما مؤسسه برگزارکننده کنسرت که گروهی را می‌آورند تا کنسرتی برگزار کنند و از کنار آن نفع مالی ببرند، نیستیم. ما از حوزه‌های فرهنگی و هنری حمایت می‌کنیم و چون گروه‌های موسیقی برای برگزاری کنسرت در خراسان محدودیت‌ دارند و حمایت نمی‌شوند، ما نیز از این منطقه شروع کردیم. قصد ما فقط معرفی موسیقی اقوام منطقه خراسان بود تا گروه‌های موسیقی این منطقه به شهرهای دیگر معرفی شوند و اگر نمی‌توانند در خانه خودشان موسیقی برگزار کنند حداقل این کار را در شهرهای دیگر انجام دهند.

جلالیان با بیان اینکه این مؤسسه فرهنگی و هنری تاسیس شده تا به هنرمندان ساکن شهرستان در رشته‌های مختلف بپردازد، افزود:‌ قصد ما این است امکانی را فراهم کنیم تا هنرمندان شهرهای دیگر هم دیده و معرفی شوند و در حوزه‌ها و مناطق خود تاثیرگذار باشند. ما همه این اقدامات را با هزینه شخصی انجام می‌دهیم. تمام تلاش ما این است، مسیری را که عثمان محمد پرست در سال‌های گذشته پیش برد، متوقف نشود تا گروه‌های موسیقی خراسان بتوانند هنر خودشان را به شهرهای دیگر هم معرفی کنند.

او ادامه داد: موسیقی اقوام خراسان امروز در خانه خودشان هم مظلوم واقع شده‌اند، امکان اجرا ندارند و هیچ حمایتی از آنها نمی‌شود. عثمان محمد پرست از خواف با ویلچر به تهران می‌آید و خواسته‌اش این است که به مردم دیارش خدمت کند و اگر صحبتی از حمایت می‌کند، آن را برای خودش نمی‌خواهد بلکه برای موسیقی اقوام و هنرمندان منطقه‌اش می‌خواهد. این در حالی است که ما از  مسوولان مرتبط با این حوزه دعوت کردیم که برای تجلیل از عثمان محمد پرست که ۲۹ اردیبهشت ماه و همزمان با اجرای گروه موسیقی سیمرغ برگزار شد، حاضر شوند اما متاسفانه با آنکه در چند قدمی اجرای این برنامه بودند، در این مراسم حاضر نشدند.

مدیر پروژه شب‌های موسیقی خراسان درباره اینکه چه نیازی است که به فاصله دو ماه و برای دو بار از یک استاد موسیقی تجلیل شود؟ اظهار کرد: ظرفیت سالن و تعداد مخاطبانی که در اسفندماه از عثمان محمد پرست تجلیل کردیم در شان این استاد نبود و این بار که سالن اجرا پر بود، ترجیح دادیم این پیشکسوت موسیقی هم برای اجرا گروه‌ها حضور داشته باشد و هم با توجه به بضاعت ما مورد تجلیل دوباره قرار بگیرند.   

جلالیان با بیان اینکه در حال بررسی هستیم تا مشابه برنامه شب‌های موسیقی خراسان را برای شهرها و موسیقی مناطق دیگر اجرا کنیم، افزود: این برنامه با موسیقی اقوام منطقه خراسان شروع شد. حوزه موسیقی عثمان محمد پرست را می‌شناسند اما نسل جوان موسیقی نواحی را نمی‌شناسند و نیاز بود که به این موضوع پرداخته شود.

او درباره اینکه چه تضمینی وجود دارد که بلیت کنسرت موسیقی اقوام مناطق دیگر که قرار است در آینده برگزار شود، با توجه به اینکه بلیت کنسرت موسیقی شب‌های خراسان نیز با کمک هنرمندان دیگر به فروش رفت، فروخته شود؟ توضیح داد:‌ مردم کشور ما فرهنگ و هنر خودشان را دوست دارند و همان طور که به شب‌های موسیقی خراسان پرداخته شد، برنامه‌های دیگر هم مورد توجه قرار می‌گیرد و در این زمینه جای نگرانی نیست. پیش‌بینی می‌کنیم وقتی در این زمینه به اندازه کافی اطلاع‌رسانی شود، مردم به آن نقطه می‌رسند که باید از موسیقی اقوام کشور خود حمایت کنند.

مدیر پروژه شب‌های موسیقی خراسان اضافه کرد: سیستم دولتی تنها کمکی که به ما کرد صدور مجوز برای اجرای موسیقی‌ها بوده است. اتفاق خوبی که در شب‌های موسیقی خراسان افتاد این بود که توانستیم حدود ۸۰ درصد هزینه را از بخش فروش بلیت تامین کنیم؛ این در حالی است که بخشی از این هزینه صرف اجاره سالن، رفت و آمدها، اقامت هنرمندان شد. ما قبل از اجرا با گروه‌های شرکت‌کننده صحبت کردیم که بضاعتی برای پرداخت دستمزد به آنها نداریم و نمی‌توانیم آن طور که دوست داریم هنرمندان را تامین مالی کنیم البته هدایایی برای حضور گروها در این برنامه در نظر گرفته شد.

جلالیان همچنین درباره هزینه حاصل از فروش بلیت‌های شب‌های موسیقی خراسان اظهار کرد: هنوز آماری نداریم.

او درباره معیار انتخاب گروه‌های موسیقی خراسان نیز توضیح داد: با برخی از فعالان موسیقی اقوام خراسان صحبت کرده بودیم اما خط‌کشی برای اینکه چه گروهی خوب یا بد هست، نداریم. عقیده ما این است که گروه‌ها باید در مقابل استادی اجرا کنند و نیاز دارند اگر نقصی در اجرای آنها وجود دارد گفته شود تا مشکلات خود را در مسیری که پیش می‌روند، برطرف کنند. بحث ما حمایتی است. تصمیم داشتیم در موسیقی شب‌های خراسان سه گروه و هر گروه دو اجرا داشته باشند که برای سانس دوم روز سوم ۴۰ درصد بلیت‌ها به فروش نرسید. در واقع این برنامه با حضور دو گروه که هر کدام دو اجرا داشتند، برگزار شد.

به گزارش ایسنا، موسیقی شب‌های خراسان قرار بود در اسفند ماه سال ۱۳۹۶ برگزار شود که به دلیل استقبال نکردن مردم بلیت‌های آن به فروش نرسید و در نهایت در یک مراسم از عثمان محمدپرست ـ نوازنده پیشکسوت دوتار خراسان ـ با حضور معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجلیل شد. قرار شد کنسرت شب‌های موسیقی خراسان بار دیگر در اردیبهشت ماه برگزار شود که این بار نیز به دلیل استقبال نکردن مردم در آستانه لغو قرار گرفت اما با دعوت برخی از هنرمندان سینما در دنیای مجازی برای خرید بلیت این رویداد فرهنگی تقریبا همه بلیت‌های این اتفاق به جز سانس دوم روز آخر فروخته شد و در نهایت این کنسرت‌ها برگزار شد.  

Football رونمایی پیراهن تیم ملی فوتبال ایران کی روش ارکستر سمفونیک تهران تاج شهردادروحانی 2persianartmusic

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

مردم و فوتبالیست‌ها درباره سرود تیم ملی چه می‌گویند؟

سال‌هاست در دنیا به اثربخشی معجون قوی موسیقی و ورزش اعتقاد پیدا کرده‌اند؛ البته ساخت این معجون فرمول‌های خاص خودش را دارد و برای نتیجه گرفتن از آن، پیش از همه باید بدانید چه چیزهایی را با هم ترکیب می‌کنید! جام‌جهانی ۲۰۱۸ روسیه و تولید سرود رسمی تیم ملی فرصتی را برای ساخت این معجون فراهم کرده است، اما اینکه این ترکیب تا چه اندازه می‌تواند اثرگذار باشد، پرسشی است که بلافاصله پس از رونمایی از این سرود و انتشار آن در فضای مجازی مطرح شده است.

به طور قطع اگر ترکیب یاد شده، درست ساخته شود سوای ماندگاری، در رقابت‌های ورزشی انگیزه، هیجان و انرژی زیادی را به ورزشکاران و هواداران تزریق می‌کند و می‌تواند به نمادی از رویداد و تیم ورزشی یا کشور تولید کننده اثر تبدیل شود و برای سازندگان قطعه محبوبیت ملی و حتی جهانی به همراه آورد.

دی‌ماه سال گذشته با امضای تفاهمنامه‌ای میان بنیاد فرهنگی هنری رودکی (متولی ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران) و فدراسیون فوتبال ایران، قرار می‌شود سرود اعزام تیم ملی فوتبال ایران به جام‌جهانی ۲۰۱۸ روسیه توسط ترکیبی از این دو ارکستر ساخته شود و ارکسترها برای برگزاری کنسرت و اجرا، همزمان با جام‌جهانی به روسیه سفر کنند که این موضوع انتقاد تند و واکنش علی رهبری ـ رهبر و مدیر هنری سابق ارکستر سمفونیک تهران ـ را در پی داشت. او معتقد بلود که این کار از اساس مسیر اشتباهی است و اشکنه به روسیه بردن است!

بعدتر اما مدیرعامل بنیاد رودکی از ساخت سه قطعه برای اعزام تیم ملی فوتبال به جام جهانی خبر می‌دهد و می‌گوید که خواننده دو اثر آن سالار عقیلی و علیرضا قربانی هستند. اما علیرضا قربانی اوایل اردیبهشت‌ماه با انتشار متنی از خواندن این سرود انصراف می‌دهد. سپس اعلام می‌شود به جای اثر قربانی، شهرداد روحانی (رهبر ارکستر سمفونیک تهران) دو قطعه بی‌کلام می‌سازد؛ پروژه‌ای که گویا یک شرکت تولید پوشاک هزینه‌های آن‌را تقبل و پرداخت کرده است.

در ادامه از سوی بنیاد رودکی چهار اثر موسیقایی شامل سرود « ۱۱ ستاره» به آهنگسازی بابک زرین و صدای سالار عقیلی، دو قطعه بی‌کلام به آهنگسازی شهرداد روحانی با نام‌های  «زنده‌باد تیم ملی» و «سرود قهرمانان» و قطعه «پیروزی خورشید» به آهنگسازی فریدون شهبازیان و خوانندگی سالار عقیلی در مسیر تولید قرار می‌گیرند. در نهایت این آثار همزمان با مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران به جام‌جهانی، در تالار وحدت رونمایی می‌شوند.

پس از رونمایی از این قطعه‌هاست که حرف‌های مخالف و موافق زیادی درباره سرود «۱۱ ستاره» زده می‌شود.

در این گزارش مروری می‌شود بر نقطه نظراتی که مردم و برخی فوتبالیست‌های کشور درباره این قطعه موسیقایی، با ایسنا درمیان گذاشتند.

مهدی طارمی ـ مهاجم تیم ملی فوتبال ایران ـ درباره این سرود می‌گوید «تا حالا چند خواننده درباره تیم ملی و جام جهانی خوانده‌اند، اما به نظرم اثر سالار عقیلی از همه بهتر و فاخرتر بوده است.»

علیرضا بیرانوند ـ دروازه‌بان تیم ملی فوتبال ایران ـ نیز معتقد است این موسیقی واقعا زیباست و می‌گوید « سالار عقیلی واقعا هنر خود را در قطعه‌ای که برای تیم ملی ساخت، نشان داد. من از سازندگان این اثر تشکر می‌کنم.»

در این میان سعید عزت‌اللهی ـ بازیکن هاف‌بک تیم ملی فوتبال ایران ـ  با بیان اینکه قطعه «۱۱ ستاره» را خیلی دوست دارد، می‌گوید «از آقای عقیلی و ارکستر ملی و آقای روحانی تشکر می‌کنم که برای این کار وقت و انرژی گذاشتند تا ما و مردم انرژی بگیریم. این کار بزرگ آن‌ها دلگرمی بسیار خوبی برای کادر فنی و بازیکنان بود و مطمئنا باعث اتحاد بیشتر مردم می‌شود.»

محمد انصاری ـ بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس ـ نیز دراین‌باره می‌گوید «سرود خیلی خوبی بود. از آقای سالار عقیلی هنرمند خوب کشورمان تشکر می‌کنم، خیلی لذت بردم.»

در این میان آقایی ۴۱ ساله، فعال فرهنگی که به تماشای بازی‌های فوتبال علاقه‌مند است، درباره این سرود بیان می‌کند «چند مساله درباره این قطعه وجود دارد که همه در قالب پرسش‌هایی هستند که یا پاسخشان مشخص نیست یا اگر مشخص است، نشان می‌دهد نمی‌توانیم با افتخار پشت این اثر بایستیم. باید دید سرود ملی چه مختصاتی دارد و چه اصراری داریم سرود جام‌جهانی ما "ملی" باشد؟ مگر شعار حضور تیم فوتبال ما "ملی" است؟ مگر یوز ایرانی سمبل ملی ما است؟ ما اجرای یک اثر پاپ را از سالار عقیلی شاهد بودیم که سازهای موسیقی ایرانی را در میان آن به زور گنجانده بودند. من چیزی از موسیقی ایرانی در این اجرا ندیدم. ما با اثری مواجه هستیم که در جای خودش می‌تواند حداقل استانداردها را داشته باشد اما در کارکرد فوتبالی و جام‌جهانی فوق‌العاده اثر نچسبی است.»

او ادامه می‌دهد «ما چیزی را در فضای فوتبال تولید کردیم که سال‌ها در تیتراژهای ماه رمضان شنیده‌ایم. با وجود اینکه همه عوامل این اثر به نوبه خود، قطعا توانمند هستند اما یک موسیقی، یک شعر و یک اجرای معمول دم‌دستی را شاهد هستیم که به فوتبال ربطی ندارد. این نتیجه‌ی ضعف در فقدان استراتژی معین و مدیریت ضعیف داده‌ها و داشته‌ها است.

او افزود: آیا ما حتما باید برای حضور در جام‌جهانی، سرود رسمی داشته باشیم؟ مثلا اگر قرار نبود جمعیت قابل توجهی به عنوان اجراکننده و پشتیبانی‌کنندگان اداری و اجرایی همزمان با جام جهانی به روسیه بروند و بلیت حضور در بازی‌های ایران را داشته باشند، باز هم به فکر تولید سرود با این ویژگی‌ها می‌افتادیم؟»

این فعال فرهنگی تاکید می‌کند «ما باید در این زمینه مهندسی معکوس داشته باشیم. باید ببینیم چه توقع، انتظار و استانداردی داریم و در نهایت تولیدمان با منطق جور درمی‌آید یا نه؟ ممکن بود باید در این کار از آنچه عنوان "ملی" را یدک می‌کشد فاصله می‌گرفتیم، ممکن بود تصمیم می‌گرفتیم اثری در نوعی موسیقی دیگر تولید کنیم یا شعری را استفاده کنیم که بیش از تفکر، ما را به هیجان وا دارد. اینجا اتفاقا اندیشه‌ورزی ارزش نیست. درضمن باید کاری را تولید کرد که کلیشه‌ای و تکراری نباشد. نحوه‌ی پرداخت به "ایران" کاملا تکراری است و هیجان و شوقی را به مخاطب منتقل نمی‌کند. این اثری است که نمونه آن را بارها شنیده‌ایم و همین ویژگی باعث می‌شود در ذهن ما نقش نبندد. اصلا باید بررسی کرد چرا موسیقی‌های تولید شده در دوره‌های مختلف جام‌جهانی موفق نبوده‌اند؟ حالا کار اخیر ما با آن‌ها چه تفاوتی داشته؟ اصلا به این نکته توجهی داشته است؟ هرچند این تکرارهای آزاردهنده ما را به جایی رسانده که همه باید برای لباس پادشاه دست بزنند، در حالی که می‌دانند پادشاه لباس بر تن ندارد.»

یک خبرنگار حوزه ورزش که در کنار فعالیت رسانه‌ای خود، سه‌تار نیز می‌نوازد، بیان می‌کند «این اثر به درد راهپیمایی ۲۲ بهمن می‌خورد. این قطعه شکوه دارد اما شور ندارد. در ذهن من بود سرود تیم ملی را به سبک جاز یا راک تولید کنند. شعر این کار خیلی قشنگ و حماسی است و به عنوان یک اثر هنری زیباست، اما به فوتبال ربطی ندارد. این‌طور نیست که اگر چند سال دیگر آن را گوش بدهند، بگویند برای جام‌جهانی ساخته شده است.»

آقایی ۳۱ ساله که دانش‌آموخته جامعه‌شناسی است، در این‌باره می‌گوید «تم این اثر شبیه به قطعه "معمای شاه" به خوانندگی سالار عقیلی است. کلیدواژه "ایران من" خیلی از مد افتاده شده است و به طور کلی این قطعه نمی‌تواند با قشر نوجوان ارتباط بگیرد و در ورزشگاه و استادیوم همه‌گیر شود. موسیقی کلاسیک، فولک و سنتی هیچ‌گاه نمی‌تواند با آحاد ملت ارتباط گسترده بگیرد. هر کشوری برای خودش موسیقی‌های داخلی دارد اما آن را برای مراسم‌ جهانی استفاده نمی‌کنند. امکان دارد عده‌ای این قطعه را دوست داشته باشند اما همه‌گیر نمی‌شود. این کار اصلا شاد نیست. "ققنوس شدن" چه ارتباطی با فوتبال دارد؟ این چه حماسه‌سرایی است که باخت را پیشاپیش قبول دارد!؟  در این اثر،  کلیدواژه‌ای که نشان بدهد برای امروز ایران است، وجود ندارد. انگار هیچ پیوند و ارتباطی با شهروند ایران سال ۱۳۹۷ ندارد. اگر قرار باشد صرفا از کلمه‌ها و عبارت‌های متکلفانه استفاده کنیم، بهتر بود قبل از فوتبال شاهنامه بخوانیم که شعر فاخرتر، اصیل‌تر و محکم‌تری دارد.»

یک خانم ۲۵ ساله اهل فوتبال و طرفدار تیم‌های غیر ایرانی، معتقد است «این کارها بزک دوزک تیم است. این کار به افزایش علاقه مردم کمکی نمی‌کند. از طرفی ما از لحاظ موسیقایی پیشینه زیادی در فوتبال نداریم.»

با این حال یک آقای خبرنگار حوزه فوتبال می‌گوید «به نظر من این قطعه واقعا خوب بود، هیجان داشت و احساس غرور را القاء می‌کرد.»

در عین حال، آقایی ۲۲ ساله و علاقه‌مند به فوتبال، نظر خود را این‌گونه بیان می‌کند «به نظر من این اثر برای جام جهانی مناسب نیست. بیشتر به آن می‌آید برای وقتی خوانده شده باشد که تیم ملی قهرمان شده یا یک کار تاریخی انجام داده باشد.»

یک آقای جوان ۱۸ ساله معتقد است، بهتر بود یک گروه راک این سرود را می‌ساخت و بیان می‌کند «موسیقی این کار به شدت همان ژانر حماسی را که در اکثر آثار سالار عقیلی دیده‌ایم، ادامه می‌دهد، این در حالی است که قرار است با این قطعه شور و هیجان به تیم و طرفدارها تزریق شود. در تمام دنیا برای این کار فارغ از تم سیاسی، مذهبی و... موسیقی پرهیجان و ملی می‌سازند.»

همچنین خانمی ۲۸ ساله (مترجم اخبار ورزشی) که خودش را طرفدار پر و پا قرص و عاشق فوتبال می‌داند، در این زمینه اظهار می‌کند «این سرود مناسبی برای جام‌جهانی نیست. بهتر بود از یک خواننده پاپ برای این کار استفاده می‌شد. به نظر من این قطعه حماسی است و کاری که علیرضا عصار به شکل غیررسمی برای جام‌جهانی تولید کرده، بهتر است. ریتم این قطعه ملایم است و هیجان ندارد. آهنگ جام‌جهانی باید مخاطب را به وجد بیاورد. آهنگ‌هایی که کشورهای دیگر برای جام‌جهانی ساخته‌اند، شاد و برای ورزش هیجان‌انگیزی مانند فوتبال مناسب هستند.»

آقایی ۲۷ ساله که می‌گوید از فوتبال، فقط بازی‌های ایران را در جام‌جهانی می‌بیند، معتقد است «سرود رسمی تیم ملی، یک موسیقی فاخر و بیشتر برای مناسبت‌های ارزشی ـ انقلابی مناسب است. این موسیقی تم اسپرت و جام‌جهانی را ندارد و فاقد اوج است و نمی‌توان آن را با تصاویر فوتبالی میکس کرد.»

یک آقای ۲۶ ساله و اهل فوتبال نیز بیان می‌کند «فضای جام جهانی به موسیقی فاخر نیازی ندارد. کل جهان برای این کار از موسیقی پاپ استفاده می‌کند. قطعه‌ای که احسان خواجه‌امیری برای دوره قبلی جام‌جهانی خوانده بود، شادتر و شعر آن برای فوتبال مناسب‌تر بود.»

یک خانم ۲۵ ساله که با موسیقی آشنایی دارد هم این اثر را مناسب جام‌جهانی نمی‌داند و اظهار می‌کند «این نوع موسیقی زیباست اما در جایگاه هنری خودش؛ برای فوتبال باید قطعه‌ای ساخت که همه آن را زیر لب زمزمه کنند و مانند خود فوتبال هیجان زیادی داشته باشد.»

آقایی ۴۴ ساله و علاقه‌مند به فوتبال این اثر را دارای دو بخش می‌داند و می‌گوید «بخش اول و مثبت آن این است که یکی از موجه‌ترین خواننده‌های ایران این اثر را خوانده و شعر خوبی هم دارد. اما بخش دوم این است که این سرود هیجان ندارد و اثری نیست که مردم آن را با هم در استادیوم بخوانند. برای چنین کارهایی موسیقی پاپ انتخاب شود، بهتر است زیرا خواننده‌های پاپ مردمی‌تر هستند و جوان‌ها به سبب علاقه‌ای که به آن‌ها دارند آن قطعه را بهتر به یاد می‌سپارند. سرود تیم ملی فوتبال در جام‌جهانی باید به گونه‌ای باشد که تا چهار سال آینده وقتی نام فوتبال و جام‌جهانی می‌آید، مردم آن را بخوانند.»

همچنین آقایی که در کنار نوازندگی گیتار، به فوتبال نیز علاقه‌مند است این‌گونه نظر می‌دهد «ملودی کار بی‌نهایت تکراری بود که شبیه به آن را در نماهنگ‌های صدا وسیما صدها مورد شنیده‌ایم. همراهی ملودی با موسیقی نمی‌خواند به ویژه اینکه انگار گیتار بیس در آنجا حضور دارد و به نوازنده آن گفته‌اند هرچه اتود جدید یاد گرفته‌ای، بزن. این اثر با تلفیق نامناسبی از ارکستر سازهای کلاسیک به همراه درامز و بیس مدرن و سه‌تار سنتی به آش کاملی از نخود و لوبیای نپخته تبدیل شد.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که سالار عقیلی ـ خواننده سرود ۱۱ ستاره ـ چند روز پس از رونمایی از این قطعه، در واکنش به انتقادها بیان کرده بود «از همان روز نخست تولید این اثر سعی کردیم از اِلمان‌های فرهنگی، هنری و ادبیات غنی کشورمان ایران در آن استفاده شود و ادبیاتی که در این اثر به کار برده‌ شده، قابل توجه است. شاید عده‌ای انتظار داشتند ما برای این ترانه از اشعار سخیف استفاده کنیم! ولی شعر ما بیانگر ادبیات و فرهنگ کشور ماست و سعی کردیم از تمامی این نشانه‌ها که فرهنگ کشور و موسیقی فاخر ایرانی را در خود دارد استفاده کنیم

برچسب ها:
Shahbazian Fereydon 4 Persianartmusic

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

فریدون شهبازیان با انتقاد از کسر مبلغ بیمه از قرارداد هنرمندان:

مزاحم کار هنری ما نشوند

فریدون شهبازیان درباره اقدام سازمان تامین اجتماعی در راستای کسر مبالغی از قراردادهای هنرمندان، می‌گوید: فعالیت‌های هنری در قانون کشور ما، از مالیات معاف است ولی هر روز یک مساله جدید مطرح می‌کنند. امیدوارم به زودی این مساله روشن شود و مزاحم کار ما نشوند تا ما بتوانیم با کیفیت خوب به کار هنری خود بپردازیم.

فریدون شهبازیان ـ آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ایران ـ در گفت‌وگو با ایسنا در این‌ زمینه اظهار کرد: من بیش از ۵۰ سال است رهبری ارکستر و آهنگسازی برای فیلم و سریال و یا تولید آلبوم موسیقی انجام می‌دهم و تاکنون کسر بیمه از قراردادهای هنری سابقه نداشته و من به عنوان هنرمند به این کار تن نمی‌دهم. این بیمه برای چیست، از نظر من این اقدام تامین اجتماعی ناپسند است و باید با آن مقابله کرد و هیچ کدام از هنرمندان این هزینه را نخواهند پرداخت.

او ادامه داد: بیمه در ازای کسر قراردادها چه کاری برای ما انجام می‌دهد؟ به عنوان مثال اگر نوازنده در مسیر استودیو اتفاق ناگواری برایش رخ بدهد می‌تواند برای خسارت خود با بیمه طرف شود؟ کارهای هنری دو شکل دارند یکی اینکه بنده به عنوان یک هنرمند با یک سازمان قرارداد می‌بندم و ماهیانه بابت اجرای کاری هنری خود دستمزدی دریافت می‌کنم که در ازای آن بیمه و مالیات هم پرداخت می‌کنم، البته دولت هم کمک می‌کند تا به عنوان یک هنرمند به من فشار نیاید.

این هنرمند اضافه کرد: یا اینکه من به صورت آزاد با یک شخص حقوقی یا یک تهیه‌کننده قرارداد می‌بندم و به من سفارش کار می‌دهند؛ به عنوان مثال یک خواننده به من برای ساخت آهنگ سفارشی می‌دهد و همه هزینه‌های من در قرارداد لحاظ می‌شود و این مبلغ را به من می‌پردازند و ممکن است هزینه‌های مربوطه مانند استودیو و یا نوازنده که خود در جای دیگری بیمه هست، نیز در قرارداد من مدنظر قرار گیرد و من به عنوان بیمه و مالیات هیچ پولی را نمی‌توانم از استودیو و یا نوازنده کم کنم.

شهبازیان بیان کرد: از طرفی زمانی که من با یک سازمان دولتی برای ساخت اثری قرارداد می‌بندم آن سازمان نمی‌تواند بابت بیمه از من مبلغی را کم کند و من به عنوان پدیدآورنده اثر هنری نباید پولی بپردازم. آن سازمان نیز نباید بابت قرارداد ساخت این اثر هزینه بیمه بپردازد چرا که من خود در جای دیگری بیمه هستم. من چرا باید دوبار پول بیمه و مالیات بدهم؟ این مساله در کجا تصویب شده است؟

رهبر ارکستر ملی ایران ادامه داد: برای نمونه من به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر برای جشنواره موسیقی فجر فعالیت کردم از من نمی‌توانند بابت بیمه مبلغی را از قرارداد جشنواره کم کنند، مسوولان جشنواره موسیقی فجر هم نباید به این موضوع تن دهند.

شهبازیان تاکید کرد: فعالیت‌های هنری در قانون کشور ما از مالیات معاف است ولی هر روز یک مساله جدید مطرح می‌کنند، امیدوارم به‌زودی این مساله روشن شود و مزاحم کار ما نشوند تا ما بتوانیم با کیفیت خوب به کار هنری خود بپردازیم.

پیش از این حمیدرضا نوربخش ـ مدیرعامل خانه موسیقی و مدیرجشنواره موسیقی فجر ـ از اقدام سازمان تامین اجتماعی در راستای کسر مبالغی از قراردادهای هنرمندان گله کرده و گفته بود «حدود دو سال پیش، ما به طور ناگهانی با پدیده‌ای مواجه شدیم که برای همه جامعه هنری و هنرمندان شوک آور بود. ما یک‌باره دیدیم که در قراردادها اعداد عجیب و غریبی به نام بیمه اضافه شده است که درصد بهت‌آوری دارد.»

او با بیان اینکه این مبلغ بین ۱۶ تا ۴۰ درصد قراداد هنرمندان است، اظهار کرده بود «از آن زمان تا امروز این طرح اجرا شده و مسؤولان تأمین اجتماعی نیز بر اجرای آن مصر هستند اما مساله اینجاست که هیچ توجیه و تشریح وضعیتی برای این مبالغ ارائه نمی‌شود تا هنرمند بداند که این اعداد را برای چه چیزی پرداخت می‌کند و ما به ازای آن چه خدماتی از سوی سازمان تأمین اجتماعی به آنان ارائه می‌شود.»

نوربخش همچنین گفته بود «هنرمندی که قرار است دو ساعت برنامه‌ای را روی سن اجرا کند و برود چرا به این بیمه نیاز دارد؟ این در حالی است که همه هنرمندان ما در مراکز مختلفی مانند مؤسسات آموزشی، فرهنگی و هنری خود یا زیرمجموعه صندوق اعتبار هنر بیمه تأمین اجتماعی هستند و حق بیمه پرداخت می‌کنند. حال مسؤولان پاسخ بدهند این پرداخت‌ها چه توجیهی دارد؟ در ازای این مبلغ چه چیزی پوشش داده می‌شود؟ آیا این مبلغ بیمه حوادث است یا خدمات دیگری را شامل می‌شود. لازم است که مسؤولان این مشکلات را رفع کنند.»

Troy تروی Persianartmusic

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

ویدئو / موسیقی فیلم؛ «تروآ»

تروآ، فیلم حماسیِ آمریکایی محصول سال ۲۰۰۴، به کارگردانی ولفگانگ پترسن و با بازی برجستهٔ برد پیت در نقش آشیل است که در ۱۴ مه ۲۰۰۴ اکران شد.داستان فیلم برگرفته از ایلیاد، اثر حماسی شاعر یونانی هومر است که پی‌آمدهای جنگ ۱۰ ساله تروآ را از آغاز تا پایان نشان می‌دهد. در این فیلم بازیگرانی همچون برد پیت، اریک بانا، اورلاندو بلوم، برایان کاکس، دیانه کروگر، شان بین، رز بیرن، جولی کریستی، سافرون باروز و پیتر اوتول ایفای نقش می‌کنند.

برچسب ها:
Ghabolam Kon قبولم کن غلامرضاصنعتگر Persianartmusic

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

تیتراژی با صدای غلامرضا صنعتگر

«قبولم کن» نام قطعه‌ای است که غلامرضا صنعتگر که چندین ماه مشغول پیگیری درمان بیماری خود بود و در یک بازهه زمانی در بیمارستان شهید رجایی تهران بستری شد برای برنامه «آدم‌های خوب شهر» ساخته است.

به گزارش ایلنا، غلامرضا صنعتگر (خواننده پاپ) به تازگی قطعه «قبولم کن» را منتشر کرده است. قطعه‌ای که تیتراژ یکی از برنامه‌های شبکه دو با نام «آدم‌های خوب شهر » است. ترانه‌سرایی و آهنگسازی این قطعه را حمیدرضا نصرالهی به انجام رسانده و فربد یزدانفر تنظیم‌کننده بوده است. اسامی سایر عوامل این کار عبارت است از بهروز میرازیی (گیتار الکتریک و اسپانیش)، محمدسعید شایان (میکس و مسترینگ)، محمود راهبر (عکس) و بهرنگ نامداری (گرافیک).

غلامرضا صنعتگر چندین ماه مشغول پیگیری درمان بیماری خود بود و در یک بازهه زمانی در بیمارستان شهید رجایی تهران بستری شد. 

برچسب ها:
Golpaygani Akbar اکبر گلپایگانی Persianartmusic

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

گلپا در گفت‌وگو با ایلنا:

کاش زودتر می‌مُردم و اینقدر دروغ نمی‌شنیدم/ دنبال مسببان ممنوع‌الفعالیتی‌ام می‌گردم/ آدم سیاست نیستم

اکبر گلپایگانی می‌گوید: دنبال آن‌هایی‌ست که نگذاشتند صدایش پخش شود. می‌خواهد ببیندشان و با آن‌ها حرف بزند. نه که بخواهد انتقام بگیرد، بلکه می‌خواهد آنقدر به آن‌ها محبت کند که خجالت بکشند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سفر ‌اکبر گلپایگانی معروف به گلپا از برجسته‌ترین خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی را به فرانسه برای حضور در مستندی که قرار است در مورد جهان‌پهلوان تختی ساخته شود، بهانه‌ای می‌کنیم برای دیدار با او. سفری که به تقاضای بابک، تنها فرزند غلامرضا تختی از گلپا برای حضور در مستندی در مورد پدرش انجام می‌شود. تختی وصیت کرده بود گلپا بر مزارش بخواند و او «می‌دونستی که خاک، فرش منه/ رفتی نموندی...» را خواند.

قرار گفت‌وگو با گلپا را رضا مهدوی (نوازنده سنتور، پژوهشگر، مؤلف، منتقد، استاد دانشگاه و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون) برایمان هماهنگ کرد و صحبت‌ با استاد گلپا هم تنها به سفر او به فرانسه محدود نماند.

از آخرین آهنگی که گلپا در سال 57 برای رادیو خواند؛ «بوی گل و بانگ مرغ برخاست/ هنگام نشاط و روز صحراست» شروع کردیم تا به سال 85 برسیم که بار دیگر این صدای جاودان از برنامه‌های موسیقایی چهارمضراب، نیستان و شبستانه رادیو فرهنگ پخش شد، برگ سبز، برنامه شماره 301، «دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز/ مرغِ پر سوخته در پنجه باز است هنوز»، برنامه‌هایی که پیش‌تر صدای استاد ایرج هم از آن‌ها پخش شده بود.

سپس به این رسیدیم اینکه؛ چرا رادیویی‌ها خود را از 57 تا 85 و از 85 تاکنون از این صدای جاودان محروم کرده و می‌کنند و هیچ گاه هم توضیحی بابت آن نداده و نمی‌دهند؟

در ادامه به دو کلمه‌ای رسیدیم که گلپا گفت اگر عمری داشته باشد می‌خواهد در موردشان کتاب بنویسد؛ معروفیت و محبوبیت. دو کلمه‌ای که گلپا تاکید می‌کند نباید با هم یکی‌شان گرفت. او می‌گوید بارها و بارها برای اجرا در تالار رودکی دعوت شده است اما درحالی‌که چشمش پُر می‌شود، می‌پرسد: بروم چه بگویم، جز این است که بروم آن بالا، دلم بسوزد که موسیقی‌مان به این حال افتاده و گریه‌ام بگیرد؟ جز این چیز دیگری هست؟!

آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌وگویی است در خانه‌ای یک طبقه با نمای سفید در فرمانیه با گلپا در حضور همسر وفادارش؛ گلرخ گرایلی.

از 57 تا 85، از 85 تا 97، چرا رادیو خودش را محروم کرده و می‌کند؟!

اکبر گلپایگانی در مورد آخرین قطعه‌ای که برای رادیو خواند توضیح داد: سال 57 بود، آخرین قطعه‌ای که برای رادیو خواندم یک بیات اصفهان بود؛ «بوی گل و بانگ مرغ برخاست/ هنگام نشاط و روز صحراست»، نزدیک عید بود و این را برای عید خواندم که جلویش را گرفتند و گفتند نمی‌شود پخش کنید، حالا بعدا پخشش کردن یا نکردن را من دیگر نمی‌دانم، من کارم را کردم.

او با گذر از یک فاصله 28 ساله به سال 85 رسید و گفت: این گذشت تا سال 85. قبل از این که ماجرا را تعریف کنم باید بگویم که آقای مهدوی، جگر عجیبی دارد. او وقتی در رادیو فرهنگ بود اصلا این حرف‌ها را قبول نداشت که پخش صدای فلانی و بهمانی ممنوع است. او بود که بعد از انقلاب «هنوز» را که آهنگسازش پرویز یاحقی بود و شاعرش عماد خراسانی، از رادیو پخش کرد؛ «دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز/ مرغِ پَر سوخته در پنجه باز است هنوز». بعد از اینکه مهدوی این کار را کرد بقیه فهمیده بودن که من همان آوازه‌خوان شهر خودشان هستم که به عمد فراموشم کرده‌اند.

گلپا با اشاره به جزئیات این اتفاق توضیح داد: ما در خانه خودمان نشسته بودیم. من نه و نیم شب می‌خوابم، بیست دقیقه به شش هم بیدار می‌شوم. داشتم ورزش می‌کردم، تردمیل می‌زدم که یکهو گلی خانم آمد و گفت مثل اینکه دارند صدای تو را از رادیو پخش می‌کنند! گفتم نه بابا! صدای من را اصلا گفته‌اند پخش نشود! باورم نمی‌شد ولی وقتی گوش دادم دیدم بله! همان آهنگ ماهور است که یاحقی سازش را زد، این یک مدلاسیون هم درش دارد و در یتیمِ سه‌گاه و این‌ها هم می‌رود. من همه این‌ها را دوست دارم و آن‌ها هستند که با من اختلاف دارند، من هم کناری نشسته‌ام، ببینیم این‌ها دارند چه می‌کنند. نمی‌دانم با پخش این آهنگ برای مهدوی هم مشکلی پیش آمد یا نه چون او هم آدمی است که هر چه بکشد، چیزی بُروز نمی‌دهد.

من برای امیرالمومنین هم آهنگ خوانده‌ام، چرا آن را نمی‌گویید؟! بعدا فهمیدم مسئله از جایی دیگر آب می‌خورده و منِ بی‌خبر از سیاست و کار سیاسی اسیر بازی‌های توده‌ای‌ها شده‌ بودم. 

کوچ اختیاری از رادیو پیش از وقوع انقلاب با تهمتی ناروا

او در مورد رفتنش از رادیو، پیش از انقلاب و با آمدن هوشنگ ابتهاج به این رسانه که از سال 1350 تا 1356 سرپرست برنامه «گلها» شد، گفت: آن آقایی که آن زمان به رادیو آمده بود و خودش را شاعر معرفی می‌کرد، یک عده رفتند پیشش و گفتند اگر پرویز یاحقی، فرهنگ شریف، حسن کسایی، جلیل شهناز، امیرناصر افتتاح و... در «گلها» باشند ما هیچ وقت گل نمی‌کنیم! باید جلوی این‌ها را بگیرم و یک برنامه دیگر درست کنیم به نام «چاووش».

او ادامه داد: خاطره‌ای که می‌خواهم بگویم فقط به عنوان سندی است بر اینکه اگر بخواهید برنامه‌ای داشته باشید لزومی ندارد جلوی برنامه بقیه را بگیرید! یادم است قبل از این که این مسائل پیش بیاید یعنی در سال 1349 دکتر منوچهر جهانبگلو، که سنتور هم می‌زد با اسدالله ملک برنامه‌ای راه انداختند به نام «نوایی از موسیقی ملی»، با من هم صحبت کردند که شما بیا در این برنامه بخوان. این ماجرا برای قبل از آمدن هوشنگ ابتهاج و برنامه «چاووش» بود. من به جهانبگلو گفتم چون 17 سال است برای آقای داوود پیرنیا در برنامه «گلها» آواز می‌خوانم، این کار را نمی‌کنم، من آدمی هستم که بر رفاقت متعصبم و جانم را پای رفیق می‌دهم. گفتند پس چه کار کنیم؟! گفتم به نظر من بروید سراغ محمود محمودی‌خوانساری که صدایش بسیار مناسب کار شماست، یکی از قطعات به یادماندنی آن برنامه شد «مرغ شباهنگ» به آهنگسازی اسدالله ملک با شعری از رحیم معینی‌کرمانشاهی در مایه‌ افشاری.  

او ادامه داد: خب! این‌ها آمدند آن را به آن زیبایی درست کردند، آیا گفتند «گلها» را بهم بزنیم؟! خب شما هم برنامه خودتان را درست کنید و «گلها» هم راه خودش را برود. به هر صورت. گفتند نه! ما هم گفتیم خب ما که کاره‌ای نیستیم و خودمان را کشیدیم کنار. ولی آن‌‌ها با من بد کردند و انگ زدند که رفیق شاه است! بعدا پرسیدم و گفتم آقا من می‌خواهم بدانم چه کسی پشت من این حرف‌ها را زده؟! گفتند دوستانتان! من وقتی که فهمیدم دوست از پشت به آدم خنجر می‌زند، گفتم چرا بنشینم که از دوست خنجر بخورم، به جایش خودم را می‌کشم کنار و گفتم من دیگر کار نمی‌کنم و از آن به بعد هم دیگر کار نکردم!

 گلپا افزود: گفتم من برای امیرالمومنین هم آهنگ خوانده‌ام، چرا آن را نمی‌گویید؟! بعدا فهمیدم مسئله از جایی دیگر آب می‌خورده و منِ بی‌خبر از سیاست و کار سیاسی اسیر بازی‌های توده‌ای‌ها شده‌ بودم. 

او در پایان این بخش از صحبت‌هایش گفت: البته بیرون از ایران که می‌روم، دوستانم می‌آیند و برنامه‌هایی با عنوان شب شعر یا زنده کردن یاد موسیقی فاخر «گلها» می‌گذراند و گه‌گداری برای ایرانی‌های مقیم آن جا می‌خوانم، اما نمی‌روم که بمانم چون ایران را دوست دارم. من اگر هر کجای دیگر این دنیا بودم، پول مانند آبی که شیر سماور می‌آید، برایم می‌آمد ولی من ایران را دوست دارم، این جا هم نشسته‌ام و سکوت می‌کنم. من عاشق ایرانم، در ایران به دنیا آمده‌ام و پدر و مادرم همین جا دفن شده‌اند، از ایران بروم دیوانه می‌شوم، به قول خودشان که می‌گویند هُم‌سیک شده‌ای. این هم داستان ماست.

چند سال پیش در یک جلسه‌ای در خانه ما، یکی از آقایان مسئول گفت من به عشق صدای گلپا از شهرستان به تهران آمدم! همسرم گلی به شدت رُک است و همان جا گفت آقا شما دروغ می‌گویی! او گفت چرا؟! گلی گفت شما  اول انقلاب طومار درست کردی که شوهر مرا اعدام کنند!... 

روی خوشی که بعد از انقلاب هم نشان داده نشد  

او در جواب اینکه آیا هیچ وقت از مسئولان پرسیده است که چرا بعد از انقلاب جلوی پخش صدایش را از رادیو گرفته‌اند و می‌گیرند هم گفت: یکی از سوالات من از این بچه‌ها همین است. چون من با همه‌شان رفتاری داشته‌ام به شدت برادرانه و خوب و فکر نمی‌کردم این‌ها با من این کار را بکنند.

گلپا گفت: چند سال پیش در یک جلسه‌ای در خانه ما، یکی از آقایان مسئول گفت من به عشق صدای گلپا از شهرستان به تهران آمدم! همسرم گلی به شدت رُک است و همان جا گفت آقا شما دروغ می‌گویی! او گفت چرا؟! گلی گفت شما  اول انقلاب طومار درست کردی که شوهر مرا اعدام کنند!... طومار درست کرده بودند که این رفیق شاه است، گفتم بابا من رفیقِ امیرالمومنیم؛ «همه درها اگر بسته، در قصر خدا بازه، بگو هو یاعلی مولا، علی مولا سبب‌سازه» چرا این را نمی‌گویی و آن را چسبیده‌ای؟! من مورد توجه همه بودم و از هر کسی خوشم می‌آمد از او آهنگ می‌گرفتم، من از خیلی از هنرمندان آهنگ خوانده‌ام، از انوشیروان روحانی خوانده‌ام، از علی تجویدی خوانده‌ام و... وقتی مثلا خانم مهدخت مخبر شعری دارد به آن زیبایی؛ «دل خرابه، چه خرابی، جای آبادی نمونده...» خب چراکه نخوانمش؟! آن آقا به گلی جواب داد: اشتباه کردم. گلی خانم گفت اشتباه کردی؟! همین؟! 35 سال از انقلاب گذشته، جلوی صدای گلپا را تیرآهن کشیده‌اید. به والله من اگر دنبال مسببان این ماجرا هم می‌گردم، برای این است که آنقدر به آن‌ها محبت کنم که خجالت بکشند.

او ادامه داد: یک بار خانم جِنی که برای جایزه رز طلایی (Golden Rose) که نصیب من هم شد؛ کار می‌کرد، از من پرسید: شما می‌خواهید با این‌ها چکار کنید که با شما این طور کردند؟! گفتم من همه‌اش دنبال این‌ها هستم که ببینمشان و با آن‌ها حرف بزنم. او فکر کرد می‌خواهم ببینمشان که انتقام بگیرم! گفتم نه بابا خانم جنی! من می‌خواهم ببینمشان و آنقدر به آن‌ها محبت کنم که خجالت بکشند. من که همه چیز را گذاشته‌ام کنار، همه چیزم را هم بخشیده‌ام ولی نشسته‌ام که زیر بغل جوانان را بگیرم. من صبح‌ها یک لقمه نان و پنیر و گردو می‌خورم، یک فنجان قهوه یا یک سیب، رفت تا ظهر، یک فنجان سوپ و شب هم میوه‌ای چیزی. من احتیاجی ندارم که بخواهم خودم را بفروشم.

شاگرد ممتاز نورعلی‌خان برومند ادامه داد: با ضربه‌هایی که من خورده‌ام، دیگر حالم آن حال سابق نمی‌شود. می‌نشینم اینجا، یک کسی می‌آید یک حرفی می‌زند و من با خودم می‌گویم کاش زودتر می‌مردم و این‌ها را نمی‌شنیدم. کاش زودتر می‌مردم، الان 85 سالم است، کاش در 80 سالگی، 70 سالگی می‌مردم و اینقدر دروغ نمی‌شنیدم. آخر چقدر به یک آدم دروغ می‌گویند؟! شما وقتی به کسی می‌گویید می‌خواهم این چاقو را فرو کنم در قلبت، شاید دستت را بگیرد ولی وقتی از پشت ضربه می‌زنید، من نمی‌فهمم و دفاعی هم از خودم نمی‌توانم بکنم. من که نه پول می‌گیرم، نه مهمانی و مجلس می‌روم، نه تالار می‌خواهم، دعوت داشتم که بروم ارسباران، ولی برادرم را به جای خودم فرستادم، حسن آقا را. دعوتم می‌کنند که بروم تالار رودکی برنامه اجرا کنم که من اسمش را گذاشته‌ام تالار زورکی. من پایم را هیچ کجا نمی‌گذارم، در خانه‌ام باز است، خانه درویشان است، هر کسی می‌خواهد بیاید و برود ولی من جایی نمی‌روم. من بروم چه بگویم، جز این است که بروم آن بالا، دلم بسوزد که موسیقی‌مان به این حال افتاده و گریه‌ام بگیرد؟! ما چه بگوییم؟!

او ادامه داد: حالا شما بروید بگویید گلپا راهش را عوض کرده و رفته سراغ جوان‌ها. من اصلا جوان‌ها را دوست دارم، نه شما را.

 روایت گلپا از آلبوم «مست عشق» و سکوتی که در سال 82 شکسته شد

گلپایگانی در مورد آلبوم «مست عشق» هم که با انتشار در سال 82 سکوت چندین و چند ساله او را شکاند، گفت: هر دو دختر من دکترند. یکی‌شان ساقی گلپایگانی و یکی‌شان ساغر گلپایگانی. ساقی با کمک یک تیم در حال بررسی سرطان کبد و کلیه است و همسرش هم رئیس یک بیمارستان فرانسوی است. ساغر هم دکترای بورس و آمار و احتمالات دارد و همسرش نوه سیدحسین نصر معروف است، دکتر حافظ نصر. من به دیدن این‌ها رفته بودم و وقتی برگشتم، یک آقایی آمد به من گفت شما بیا برای ما پنج، شش آهنگ بخوان. گفتم آخر من نباید بخوانم. گفت نه مشکلی نیست. گفتم من خودم برای خودم مشکل می‌تراشم، بگذارید من نخوانم. بالاخره راضی‌ام کرد، آهنگ‌ها برای فضل‌الله توکل بود و شعر و آهنگ بسیار بسیار زیبا بود. اسم سی دی هم بود «مست عشق» که اتفاقا در همان سالی هم که منتشر شد، در سال 82 تبدیل به پرفروش‌ترین سی‌دی سال شد. این داستان ما بود. از آن به بعد هم تصمیم گرفتم نخوانم. چون نمی‌دانم مردم چرا عوض اینکه به هم عشق بورزند و همدیگر را دوست داشته باشند با هم اینطور می‌کنند؟! مثل مسابقه‌ای که در آن دو نفر می‌دوند، اگر نفر اول دلش درد بگیرد یا خسته شود یا نتواند ادامه بدهد یک پشت پا هم برای نفر بعدی می‌گیرد که او هم با سر زمین بخورد! تو نمی‌توانی بروی، حداقل بگذار او برود!

بارها و بارها دعوتم کردند که بروم تالار رودکی برنامه اجرا کنم که من اسمش را گذاشته‌ام تالار زورکی. ولی من جایی نمی‌روم. جز این است که بروم آن بالا، دلم بسوزد که موسیقی‌مان به این حال افتاده و گریه‌ام بگیرد؟!

تفاوت محبوبیت و معروفیت

او در مورد دو کلمه‌ای که برایش بسیار مهم‌اند یعنی محبوبیت و معروفیت هم گفت: من بعدا این‌ها را در قالب کتاب خواهم نوشت، اگر عمرم کفاف بدهد. ما باید متوجه دو چیز باشیم. یکی معروفیت و دیگری محبوبیت که معروفیت یعنی چه و محبوبیت یعنی چه؟ خیلی چیزها و خیلی آدم‌ها هستند که معروفند ولی محبوب نیستند. پس ما باید این معروفیت و محبوبیت را توام با هم ببینیم.

گلپا افزود: نکته دیگر این است که شما اصلا این موسیقی را برای چه کسی می‌خواهید و مخاطب شما کیست؟ یک شعری برایتان بخوانم؛ «آن حُسن که با عشق سر و کار ندارد مانند طبیبی‌ست که بیمار ندارد!» آخر طبیبِ بی‌بیمار به چه دردی می‌خورد و حُسن و جمالی که کسی عاشقش نیست و معشوقی ندارد به چه دردی؟! موسیقی بدون شنونده تربیت شده هم همین است. پس ما اول باید برای موسیقی‌مان شنونده تهیه کنیم.

تربیت شنونده‌ای که از پس شنیدن موسیقی فاخر بربیاید

گلپا معتقد است: شما وقتی می‌خواهید یک موسیقی را به مردم ارائه دهید اول باید شنونده‌اش را پیدا کنید. اگر مرحوم صبا را بیاوری با آن عظمت یا مرتضی‌خان محجوبی را یا حسن کسایی را و از این‌ها بخواهید ساز بزنند، این‌ها باید شنونده خوب داشته باشند. چون هر کسی نمی‌تواند آن موسیقی را گوش کند. این‌ها موسیقی فاخر است. برنامه «گلها» یک موسیقی فاخر بود. پس باید شنونده بود، شنونده‌ای که موسیقی بشناسد، شعر بشناسد، با ادبیات آشنا باشد، با خدا آشنا باشد، عاشق خدا باشد، عاشق مردم باشد و آن وقت بنشیند این را گوش بدهد.

همه چیز را گردن خواننده نیندازید

او در مورد اینکه اگر یک موسیقی را هم دوست نداریم یا در سلیقه‌مان نمی‌گنجد فقط و فقط مقصر خواننده نیست، باید چیزهای دیگری را هم درنظر گرفت و به خود اجازه نداد که کار آن خواننده را سطح پایین و بی‌ارزش تلقی کرد، گفت: یک خواننده‌ای آمده مثلا خوانده «کارد سلاخ به دلم، آخ به دلم، واخ به دلم» یا «هوار هوار بردن دار و ندار ما رو»، خب این شعرش بد است وگرنه خواننده‌اش که صدای خوبی دارد و اگر شما یک آهنگ خوب به او بدهید، نمی‌رود این‌ها را بخواند.

گلپا ادامه داد: این‌ها همه دوستان خود ما هستند، مثلا ایرج صدای بی‌نظیری داشت، هم‌دوره من بود، در مدرسه نظام با من همشاگردی بود و یکی از صداهای خوب و قشنگ دوران خودش به حساب می‌آمد حالا اگر ایرادی هم به بعضی کارهایش وارد می‌دانید، چرا آهنگساز را ول می‌کنید، شاعر را ول می‌کنید و فقط یخه خواننده را می‌گیرید؟! خواننده که صدایش عالی است، صدای ایرج از نظر من یکی از صداهای استثنایی است، حالا اگر شاعر آمده به این گفته بخوان «آقا دزده سلام، حالت چطوره، سلام» گناهکارش ایرج نیست که! ایرج هم می‌گوید آقا من می‌خواهم زندگی ام را بکنم. این‌ها خوانندگان خوبی بودند هرچند ممکن است در سلیقه من و شما نگنجند ولی اگر کسی پیدا می‌شد که برایشان بسازد «دل خرابه، چه خرابی، جای آبادی نمونده...» یا «دسته‌های گل نهادن بر مزار من چه سود، در زمان بودنم یک شاخه گل دستم بده»، آیا آدم تکان نمی‌خورد؟! آیا آدم کِیف نمی‌کرد و آیا باز هم به این خواننده‌ها ایراد می‌گرفت؟!

 صدای ایرج از نظر من یکی از صداهای استثنایی است، حالا اگر شاعر آمده به این گفته بخوان «آقا دزده سلام، حالت چطوره، سلام» گناهکارش ایرج نیست که! ایرج هم می‌گوید آقا من می‌خواهم زندگی ام را بکنم

من آدم سیاست نیستم

گلپا در مورد اینکه نه اهل سیاست است و نه آدم سیاست هم گفت: من نه سیاسی هستم، نه اهل سیاست. (به یک تابلو نقاشی اشاره می‌کند) آن تابلو را می‌بینی؟! یک مرد سیاسی آن را برای من کشیده است. محمد نوری‌زاد، بالایش هم اسمش را نوشته است. تابلویش هم استثنایی است، ولی وقتی به خانه من می‌آید می‌داند که بحث سیاسی نداریم، من پشت هیچ کسی حرف نمی‌زنم. برای همه هم دعا می‌خوانم که سالم باشند و اگر مریضی دارند شفا بگیرند. به خصوص از مرضی به نام حسادت و عقده که امیدوارم بگذارندش کنار. حسادت و عقده که آمد، درِ دکان‌‌ هر کسی که می‌خواست کاری نو بکند بسته شد، بعد هم هی گفتند برو شبیه فلانی بخوان، بابا بگذار خودش باشد، بنان خودش بود، فاخته خودش بود، ادیب خودش بود، این‌ها مگر شبیه کسی بودند، می‌گویند برو شبیه فلانی بخوان، شبیه اگر بخواهد بخواند که می‌شود مثل خشت‌سازهایی که پشت سر هم خشت می‌زنند، این داستان ماست.

رفتن به فرانسه برای حضور در مستندی در مورد تختی

او در مورد سفرش به فرانسه برای حضور در مستندی در مورد تختی هم که بهانه اولیه گفت‌وگوی ما بود توضیح داد: تختی با من خیلی رفیق بود و وصیت کرده بود اگر زودتر از گلپا رفتم، گلپا سر خاکم بخواند. عروسی تختی هم فقط من بودم، همسرم، فردین و بدیع‌زاده. وصیت کرده بوده وقتی می‌خواهند در خاک بگذارندش، فلانی یک شعری برای من بخواند. پسرش به من گفت ما داریم یک مستند از آقای تختی می‌سازیم، شما هم بیا که تصویرتان باشد. گفتم خیلی خب می‌آیم و همانی را که سر خاکش خواندم می‌خوانم؛ «می‌دونستی که خاک، فرش منه/ رفتی نموندی/ چرا بخت سپیدو، به سیاهی نشوندی/ می‌دونستی فقط، تو رو دارم/ رفتی نموندی/ چرا مرغِ امیدو، از این خونه پروندی...» (بغض می‌کند) افسوس.... قدر آن‌هایی را که داریم نمی‌دانیم.... ولش کن دخترجان، نمی‌توانم تحمل کنم....

«درویش» نام قطعه‌ای است با صدای گلپا در دستگاه شور براساس شعری از جهانبخش پازوکی که آهنگسازی‌اش هم برعهده پازوکی بود. این قطعه‌ را می‌توانید اینجا بشنوید.

 

اینستاگرام:

 

 

برچسب ها:
شما اینجا هستید

آخرین نوشته ها

26 ارديبهشت 1398 / آموزشگاه موسیقی شمیم
15 فروردين 1398 / آموزشگاه موسیقی شمیم
16 اسفند 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
02 اسفند 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
17 بهمن 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
21 دی 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم

دانستنی های موسیقی

31 مرداد 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
30 مرداد 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم

آدرس و شبکه های اجتماعی

آدرس :

تهران - فلکه دوم صادقیه - اشرفی اصفهانی - تقاطع سازمان آب - اول کوهدشت - ساختمان سارا پلاک16 واحد 8

شماره تماس :

۴۴۲-۸۰-۴۴۲

اینستاگرام:

musicshamim

تلگرام:

t.me/music_shamim

تصویر

Map Shamim Music Ltl نقشه آموزشگاه موسیقی شمیم

تازه ترین ها

26 ارديبهشت 1398 / آموزشگاه موسیقی شمیم
15 فروردين 1398 / آموزشگاه موسیقی شمیم
16 اسفند 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم

خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای سایت لندر در خبرنامه سایت لندر عضو شوید .
Subscribe now